پدر

فیلم پدر

امروز فیلم پدر با بازی بسیار عالی جناب آنتونتی هاپکینز را دیدم. بازیگری که با بازی درخشانش در این فیلم برنده جایزه اسکار نیز شد. در لحظاتی از فیلم به آینده پیری خود فکر می کردم که سرنوشت من چه خواهد بود. آلزایمر، ناتوانی جسمی، یا …. . به این موضوع فکر می کردم که اگر من در وضعیت آن پیرمرد بودم چه کاری بهتر بود. چند وقت پیش به خلاصه کتاب Being Mortal یا میرایی از پادکست BPlus گوش می کردم. اینکه در نهایت خواهم مُرد و از آن فراری نیست. بخش عمده کوه عمر را بالا رفته ام و اکنون در سرآشیبی قرار دارم.

چه می خواهم بگویم؟… فیلم پدر با کتاب میرایی چه ارتباطی دارد؟ صبر کنید….در آن کتاب در خصوص این موضوع صحبت می شود که باید با این حقیقت روبرو شویم که روزی یا شبی خواهیم مرد. پس به جای آنکه به صورت مدیریت نشده به استقبالش برویم تا آنجا که می توانیم با واقعیت مرگ روبرو شویم و بتوانیم خود را برای آن آماده کنیم. اینکه به اطرافیان خود بگوییم در صورت بروز چنان شرایطی نظیر فیلم پدر یا حتی شرایطی دیگر، از آنجا که در شرایط عادی نیستیم، اولویت شما چیست و به چه کاری راضی هستید. شاید بتوانیم آن را وصیت قبل از مرگ آن را بنامیم.

در صورتی که این کار را انجام دهیم، اطرافیان را از بلا تکلیفی و ابهام در آن موقعیت دشوار خلاص کرده و در ضمن کاری را انجام داده ایم که در شرایط سلامتی جسمی و ذهنی از آن راضی بوده ایم. برای مثال ممکن است از اطرافیان بخواهیم در شرایطی مانند شرایط فیلم پدر بدون معطلی ما را به آسایشگاه سالمندان ببرند که باعث زحمت آنها نشویم. یا اینکه ترجیح می دهیم زنده نباشیم تا اینکه در گوشه ای بر روی تشک افتاده باشیم. تمام این موارد به اولویت های ما باز می گردد.

البته انسان در هر سن و بنا به شرایط ممکن است نظر خود را تغییر دهد. اما صحبت در خصوص آینده با دیگران و پیش بینی و بیان نظر خود قطعاً بهتر از سکوت در این خصوص است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *