بازخورد شخصی

چگونه بازخوردها را شخصی نکنیم؟

با توجه به محدودیت هایی که بیماری کرونا برای همه به وجود آورده، سر کار پشت میزم نهارم را میل می کنم. برای اینکه از اوقات خوش نهار خوردن لذت بیشتری ببرم معمولاً در یوتیوب ویدئوهای Tedx را تماشا می کنم. امروز ویدئویی را دیدم که خیلی زیاد من را به فکر فرو برد. در این ویدئو یک داور فوتبال در خصوص اینکه چگونه بازخوردها را شخصی نکنیم صحبت می کرد. موضوع را از اینجا آغاز کرد که به خاطر درآمد بیشتر داور فوتبال نشده و از پول کافی برای گذران زندگی برخوردار است. او گفت داور فوتبال شده که بتواند به خودش کمک کند و خود را بهبود دهد تا از شر افکار منفی ناشی از شخصی کردن بازخوردها نجات یابد. افکار منفی شدیداً انرژی مصرف کرده و به ما آسیب می زنند.

آماری جالب از تعداد فکرهای انسان در روز

او گفت طبق تحقیقات انجام شده انسان در روز بیش از ۵۰،۰۰۰ فکر می کند که حدود ۱۰،۰۰۰ فکر مربوط به افکار مثبت می شوند. این موضوع یعنی حدود ۸۰% افکار روزانه ما منفی هستند. تقریباً همه نسبت به مشکلاتی که افکار منفی برای ما ایجاد می کنند، آگاهی داریم. بنابراین باید تلاش کنیم تاثیر کمتری از این افکار بپذیریم.

بازخوردها چیستند و چرا ایجاد می شوند؟

بازخوردها یکی از عمده منابع ایجاد و تشکیل افکار منفی هستند. اگر سعی کنیم بازخوردهایمان را شخصی نکنیم در واقع به خود کمک کرده ایم. تصور کنید دوستی را برای عصر امروز به سینما دعوت کرده اید. اما او ضمن تشکر به خاطر مسائل کاری گفته است که نمی تواند دعوت شما را بپذیرد. شب هنگامی که اینستاگرام خود را بررسی می کنید به عکس این دوست خود می رسید که امشب با خانواده و آشنایانش گرفته است. دقیقاً همین جا مغز شروع به تجزیه و تحلیل کرده و انواع بازخوردهای منفی را به خورد ما می دهد. درون همه ما انسان ها موجود یا فکری وجود دارد که به آن ایگو می گویند. از آنجا که ایگو همواره به ما می گوید که مهم هستیم و خاص هستیم و این دست تفکرات، در این لحظه فعال شده و می گوید: آها، او چرا دعوت من را رد کرد؟ به من احترام نگذاشت، من را نادیده گرفت و هزاران فکر منفی دیگر.

مثالی دیگر

یا اینکه در حال رانندگی هستید و ماشین پشتی شروع به بوق زدن یا علامت دادن با چراغ های خود می کند که از سر راه او کنار بروید یا سرعت خود را افزایش دهید. دوباره ایگو می آید. چرا او چراغ می دهد؟ آیا من کند رانندگی می کنم؟ رانندگی من چه مشکلی دارد؟ و …. .هزاران مثال دیگر وجود دارد که برای همه ما روزانه اتفاق می افتد.

چه کنیم؟

اولین راه اینکه اجازه رشد و پروش این افکار منفی را بدهیم که قطعاً منجر به واکنشی نامناسب از سمت ما به مخاطب یا دیگران می شود و درنتیجه اول به خود و در ادامه به دیگران آسیب رسانده ایم. این آسیب لزوماً فیزیکی نیست. حس ترس و استرس انرژی بر بوده و ما را به ندریج ضعیف می کنند. بیایید ببینیم اگر مثال های بالا را از این زاویه ادامه دهیم چه می شود؟

دوست ما دعوت به سینما را رد کرده و به مهمانی دیگری رفته است. ایگو افکار خود را ایجاد کرده و ما به تدریج ناراحت و عصبانی می شویم. زیر عکس او در اینستاگرام کامنت می گذاریم که “به خاطر این کار به سینما نیامدی؟؟؟؟”. با این کار هم متلک انداخته و خشم خود را تخلیه کرده ایم و هم به او فهمانده ایم که احمق نیستیم. ادامه رابطه قابل پیش بینی است. ایگوی او هم فعال می شود. بلاک می شویم…پیام می دهیم…پیام می گیریم و …… و تمام. رابطه تمام شد.

راننده پشتی چراغ می زند. ایگو شروع می کند که او چرا چراغ می زند؟ یعنی فکر می کند من بد رانندگی می کنم؟ من سنّم زیاد شده و کند شده ام؟ شروع به لجبازی می کنیم. کندتر می رویم. راه نمی دهیم. از آیینه و با دست به او می فهمانیم که چه خبر است؟ و … . ایگوی او هم فعال می شود. اینبار علاوه بر چراغ، بوق هم می زند. با سرعت بیشتری می آید. خودش را به ماشین ما نزدیکتر می کند. سعی می کند ما را بترساند و … این رفتارها از هر دو سمت تکرار می شوند. در نهایت یا تصادف می شود یا یکی از طرفین به دیگری در حالی که با پنجره پایین فحش و ناسزا می دهد از او رد می شود.

در هر دو مثال انرژی زیادی از طرفین مصرف شده است. حداقل آن روزشان خراب شده است.

مشکل کجا بود؟ بازخورد شخصی.

دومین راه اینکه ایگوی خود را کنترل کنند که بازخوردها شخصی نشوند. در این صورت قطعاً موضوعات به سمت و سوی بهتری می رفت.

در مثال اول فکر می کردیم شاید موضوعی وجود دارد که به دعوت من جواب رد داده است. مثلاً شاید یکی از اقوام دور قرار بوده به خانه شان بیاید. یا اینکه بعد از اتمام کار کار ضروری از قبل برنامه ریزی شده ای داشته که دعوت ما را رد کرده است. می توانیم فردا به او بگوییم عکس خوبی در اینستاگرام گذاشته بود و امیدوارم که فیلم دیگری را با هم در سینما ببینیم.

در مثال دوم شاید راننده پشتی به هر علتی واقعاً عجله دارد. آیا برای خود ما اتفاق نیافتاده که قرار مهمی داریم و به علت ترافیک دیر به سر قرار می رسیم. یا اینکه در بیمارستان مریضی داریم که باید هرچه زودتر خود را به او برسانیم و …. .

اگر در مثال های بالا ایگو را کنترل می کردیم و بازخوردها را شخصی نمی کردیم قطعاً اتفاقات جور دیگری رقم می خورد. همه ما در روز مثال های زیادی از این دست داریم.

راهکار چیست؟

ایگوی خود را کنترل کنیم. وجود ایگو در اصل موضوع خوب است. به انسان هشدار می دهد. اما بال و پر دادن به او ما را از کنترل خارج می کند. سعی کنیم در روز همواره به این موضوع فکر کنیم که بازخوردها را شخصی نکنیم. تکرار یک موضوع باعث می شود که در ذهن ماندگار شده و ناخودآگاه به آن عمل کنیم.

در ادامه این داور فوتبال می گوید که من به این دلیل داوری را انتخاب کردم که بتوانم در مقابل بازخوردهایی که افراد در برابر تصمیمات من در زمین بازی از خود نشان می دهند توانایی مقاومت خود را بالا ببرم. هر بار در رختکن به خود یادآوری می کنم که در زمین بازی قطعاً افرادی بر سر تو فریاد می زنند، پشت سرت شکلک در می آورند، به تو می خندند و …. . اما تو نباید این بازخوردها در مقابل تصمیماتت را شخصی کنی.

او اینطور ادامه می دهد که در مقابل بازخوردهایی از قبیل تو باید ماهیگیر می شدی یا اینکه تو یک احمق بازنده ای در جایی که اعتقاد دارم تصمیم من درست بوده، به جای پاسخ ندادن و فرار کردن از آن قطعاً به مخاطب می گویم که تصمیم درست بوده و از این حرف او ناراحت شده ام. او می گوید در اینجا به ایگوی خود اجازه می دهم که ناراحتی و احساس خود را بدون توهین به مخاطب ابراز کند.

در ادامه نیز مثالی جالب با هدف یادآوری حفظ ارزش انسان می زند که در ویدئوهای دیگری مانند آن را دیده بودم.

ویدئو را می توانید در بخش پایین ببینید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *